نقش کلیدی زنان در آینده جامعه؛ جبران کاستیها از مسیر خانواده
نقش کلیدی زنان در آینده جامعه؛ جبران کاستیها از مسیر خانواده.
#زن، محور #خانواده است و خانواده، زیربنای جامعه. هر تغییری که قرار است در جامعه اثرگذار باشد، باید از دل خانواده آغاز شود. در دنیای امروز، خانوادهها بیش از گذشته فرزندسالار شدهاند و دختران به عنوان عناصر کلیدی در خانه و اجتماع، باید نقش پررنگتری ایفا کنند. در چنین شرایطی، هر طرحی که بر محور «مادر و خانواده» شکل بگیرد، قدرتمندتر خواهد بود و احتمال بیشتری برای تحقق الگوی مطلوب اسلامی خواهد داشت.
امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند برنامههایی هستیم که بتواند خلأهای تربیتی گذشته را جبران کند. در دورهای که باید روی تربیت کودکان، نوجوانان و جوانان کار میکردیم، کوتاهی شد. حال، چاره در آن است که با تمرکز بر زنان و دختران، این کاستیها را جبران کنیم. زنان، هم به عنوان مادران نسل آینده و هم به عنوان تأثیرگذاران نسل حاضر، نقشی بیبدیل در تغییر مسیر جامعه دارند.
باید تربیت دختران امروز را در اولویت قرار دهیم. طرحهای فرهنگی مانند «#بینهایت_شو» و «#روایت_انسان» توانستهاند تأثیرات عمیقی بر دختران ۱۲ تا ۱۷ ساله بگذارند و نگاهی بلندمدت و تمدنساز، مستقل از ایسمهای استعماری، در آنان ایجاد کنند. چنین برنامههایی میتوانند مسیر آینده را اصلاح کرده و نسل جدیدی از زنان آگاه و تأثیرگذار را پرورش دهند.
چالش گسست نسلی و #مدیریت_کلان کشور
اما مشکل از کجا آغاز شد؟ جامعه امروز گرفتار نوعی گسست نسلی است. ترکیبی از چند نسل که هیچکدام در جایگاه درست خود قرار نگرفتند. نسلهای قدیمیتر در مدیریت کلان کشور اگرچه سرشار از #اخلاص و مجاهدت بودهاند، اما با نسل بعدی ارتباط ندارند یا برخی دوره شان گذشته و برخی دیگر آشنایی چندانی با فناوریها و خلاقیتهای نوین و ارتباط و تاثیر گذاری ندارند. در مقابل، مشاوران و مدیران جدید که وظیفه پر کردن این خلأ را بر عهده گرفتهاند، برخی درگیر بروکراسی های اداری و برخی دیگر ناامید شده اند. برخی دیگر تحت تأثیر تفکرات مشتبه و غیر اصیل هستند؛ اندیشههایی که ریشه در ارزشهای دینی و فرهنگی ما ندارند و با تاریخ و عقبه اصیل ایرانی یا اسلامی آشنا نیستند. این ترکیب نامتوازن، وضعیتی را ایجاد کرده که امروز در مدیریت کشور شاهد آن هستیم.
یکی از معلمان قدیمیمان میگفت:
شیئان عجیبان هما ابرر من یخ
الشیخ یطفلل و الطفل یتشیخ
"دو چیز عجیب هستند، هر دو سردتر از یخ: شیخی که کودکوار رفتار کند و کودکی که ادای شیخ را دربیاورد."
این جمله امروز مصداق روشنی دارد. ثبات شخصیتها و جایگاهها از بین رفته و مسیر تربیت نسل آینده دچار بحران شده است؛ بحرانی که هر انسان دلسوزی را به کار و تلاش، برنامهریزی و تیمسازی برای حل آن دعوت میکند.
رسانه و انتخاب مردم
اگر قرار است تحولی ایجاد شود، باید از زنان و دختران آغاز شود. زن، با نقش تربیتیاش، میتواند اثرگذارترین عنصر در تغییر مسیر جامعه باشد. او نه تنها نسل آینده را پرورش میدهد، بلکه بر فضای فکری و فرهنگی نسل کنونی نیز تأثیر مستقیم دارد. اما شرط اصلی، این است که چنین الگوهایی در معرض دید جامعه قرار بگیرند تا مردم بتوانند خودشان میان آنها و گزینههای دیگر انتخاب کنند.
متأسفانه، در شرایط فعلی، رسانههای استکباری مانند #اینستاگرام، بهگونهای طراحی شدهاند که زرقوبرق، بیحجابی و بیحیایی بیشتر دیده شوند. این یعنی ما با یک رسانه عادل و منصف مواجه نیستیم که فرصت برابر را به گروههای مختلف بدهد. اگر این نابرابری در فضای رسانهای اصلاح شود و امکان انتخاب آگاهانه برای مردم فراهم آید، این امر میتواند به جبران عقبماندگیها و کاستیهای گذشته کمک کند.